ما یه همسایه داریم که زن و شوهر پیر هستند. اما خانوم گوئی چشمش دنبال پسر همسایمونه ...هی هر روز میاره شورت های مامان دوز گل منگولیشو پهن میکنه رو بند رخت تو حیاط...اونم نه سایز مدیوم..دبل ایکس لارج... یه روز من و خواهرم شب ۴ شنبه سوری رفتیم در خونه شون قاشق زنی...زنش درو باز کرد..بعد محکم بست..شوهرش پرسید کی بود؟..خانوم گفت هیچی..گدا بود...
ما یه همسایه داریم که شوهرش نزدیک ۱۳۰ کیلو وزنشه...اینقدر چاقه که طفلک تو حموم شومبولشو نمیبینه...زنش عین مداد میمونه..لاغر و ظریف.این آقا اخیرا" تصدیق گرفته..ما داستانی داریم با رانندگی ایشون. اولا" صندلیشو میده تا صندوق عقب عقب..چون شیکمش میگیره به فرمون...من هم از شانسم هر روز باید صبر کنم ماشینشو بیاره بیرون تا من بیام بیرون...موقع دنده عقب اومدن هم نمیتونه برگرده چون چاقه...نیم متر دنده عقب براش مثل جون کندنه...با ۱۵ تا فرمون بازم میخوره به در پارکینگ...حالا خودش کم بود خانومش هم تصدیق گرفته مکافاتی داریم با رانندگی این زوج نه چندان جوان..من هم شدم مسئول جا به جا کردن ماشینشون...صبح که استارت میزنه پاشو تا ته میذاره رو گاز و قرررررررررر...قرررررررر...گاز میده ساعت ۶ صبح!!! بعد چترقققگش میخوره به در پارکینگ...یه هفته ماشین نیست و تعمیرگاهه بعد باز اون ور ماشین!!
ما یه همسایه داریم که یه پیرزنه خیلی چس خوره...میره بازار میوه...ته میوه ها رو میگیره..چلوسیده..پلاسیده...پلو که میپزه تا یه هفته میخوره..بقیشم آش میپزه میده به همسایه ها..من که در جا میریزمش تو سطل آشغال!!!
ما یه همسایه داریم قدش خیلی بلنده...حواسش هم پرته...هفته ای ۲ بار اشتباهی میاد کلید میندازه به در آپارتمان ما...فکر میکنه خونه خودشونه!!!
ما یه همسایه داریم که قبلا" ساواکی بوده و من از بچه گی ازش میترسیدم. همش فکر میکردم ناخن میگشه و کف پای زندانی ها رو با آتیش سیگار میسوزونه..هنوز هم ازش میترسم.هر وقت از خونشون صدای دعوا میاد میترسم زنشو کشته باشه..همیشه هم تو انباریشون شر...ب آلبالو میندازه که بوش حیاطو ور میداره...من همیشه رو پادریشون میشاشیدم بچه که بودم!!!
ما یه همسایه داریم که نمیدونم چرا هر روز رو بند رختشون ۱۲ تا لباس فوتبال شسته شده آویزونه؟
ما یه همسایه داریم که معتاده و پسراش هم معتادن و پارسال شب عید از رو دیوار حیاطشون پریدن تو حیاط ما و از تو پارکینگ ضبط ماشین منو دزدیدن و من نتونستم ثابت کنم و کونم سوخت و باهاشون لج شدم و از اون به بعد حیاطشون نقش سطل آشغال منو بازی میکنه و اونا نمیتونن ثابت کنن و من دلم خنک میشه!!!
ما یه همسایه داریم که وقتی راه میرن گروپ گروپ پاشونو میکوبن زمین و اتاق خوابشون بالا سر منه و شبا با هم کشتی کج میگیرن و من نمیتونم بخوابم و هی زنش سیر داغ درست میکنه و من اوغ میزنم و منم میام دم پنجره بلند بلند آوازمیخونم و حتی گاهی جیغ میزنم و حمیرا میخونم که مجبور شن پنجره شونو ببندن...
ما یه همسایه داریم زنش چادری یه چشمیه و هی به من چپ چپ نگاه میکنه که من بد حجابم و بی روسری و لخت پتی میام تو حیاط و شوهرش غیلی ویلی میره و وسواس داره به گربه...واسه اینکه گربه ها نیان تو راه پله داده در گذاشتن واسه راهرو و بوی گند کفش مهموناشون راهرو رو بر میداره... منم در راهرو رو شبا یواشکی باز میکنم و برای گربه های خوشگلمون دم درشون جیگر سفید میذارم و صبح جیغ میزنه و فحش میده که گربه ها میان دم در خونه ما و اینجوری حرصشو در میارم!!!
ما کلی همسایه های با مزه داریم که خدا کنه از این محل نرن چون من دیگه سوژه ندارم که بخندم و تفریح کنم.